پرده آخر 

علی رضایی


اکنون سال  ۲۰۱۷ است  و من وارد هفتاد و پنجمین سال زندگی خویش گردیده ام. در آغاز سال ۲۰۱۶ من  متن زیر را برای دوستانم فرستادم


سلامی نوین از آشنایی قدیم

 انسان موجودی است اندیشمند که در کالبدی خلل پذیر زندگی میکند. کالبد من نیز از این قاعده مستثنی نیست. از جمله در پاییز گذشته پزشکان به من خبر دادند که به سرطان روده بزرگ مبتلا گشته ام و  میبایست از مراحل درمانی متعدد و طولانی عبور نمایم تا بلکه شانس نجات از این مهلکه را داشته باشم.  من آن مراحل را طی کردم و بسیار هم دشوار بود ولی اکنون باز من هستم و بقیه راه عمرم در این دنیا.  فقط گذشت زمان به من خواهد گفت که این بقیه راه چقدر خواهد بود

من به طور طبیعی سرشتی خوشبین دارم و دوست نمیدارم که از بیماری و رنج و تعب سخن بگویم. در همین راستا نیز چندان با  دوستان وحتی فامیل نزدیک خودم در این مقوله سخنی نگفته ام و ترجیح نیز میدهم نگویم.  به قول یک شعر کودکانه قدیم "آنچه باید بشود، میشود" و گفتگو و مرثیه خوانی جز اتلاف وقت چیز دیگری نیست. در این مدت فقط فرزندانم و همسر گرانقدرم با من همراز بوده اند و همراه با تلاطم های روحی من..... بسیار  بسیار رهین منت آنان میباشم.  این را نیز بگویم که خوشبختانه این عارضه تاکنون برای من درد و رنج جسمانی نداشته است. بسیار هم ساکت و خوش خلق بوده! در واقع من هیچ دلیل عینی برای مرثیه و زاری نداشته ام و ندارم. از کلیه دوستان و فامیل گرانقدرم تمنا دارم این سکوت مرا آنان نیز محترم بدارند و مرا از شرح و بازگویی این ماجرا معاف بدارند.... اصلا با سرشت و طبیعت من سازگار نیست

من سرزنده ام و آینده نیز هر چه میخواهد باشد ... از سرمستی من کم نخواهد کرد و  آن را با خوش طبعی تمام در مصاحبت خانواده، و  فامیل های دور و نزدیک، و همینطور دوستان عزیزی که در طول عمر خود جمع آوری  کرده ام سپری خواهم کرد.  من فقط به یاد خواهم آورد که عمری سرشار و زیبا داشته ام. ... و از همه شما عزیزان نیز سپاسگزارم که این سالها را برای من آراستید و زیبا ساختید

 سرمستی من از طبیعت ام و خاطرات خوب زندگی ام نشاَت میگیرد،  ولی صد البته  شراب ناب هم در این برهه از عمر بسیار کاراست  و مرهم دل میباشد.  من قبلا از ستار و آواز زیبای او در وصف مستی یاد کرده ام، در اینجا نیز یک بار دیگر شما را به آن رهنمون میشوم

  آوازی زیبا در حکایت مستی   خواننده: ستار- شعر الفت - آهنگ  بدیعی  
   ---------------------------------------music^  -------------------------------------  

من از خوانندگان سایت خود  خاطرات بسیار خوبی دارم.. من این موهبت را داشتم که به جز آن دوستان که اکنون در اطراف من میباشند، هزاران نفر، بلکه ده ها هزار نفر دیگر از اطراف و اکناف دنیا به این صفحه اقبال نمودند و لحظاتی را ولو غیر مستقیم با روح من پیوند زدند. گروهی از آنان نظرات خود راهم برایم فرستادند که بسیار عزیز میدارم و در صفحه نظریات منعکس است.

این سایت را من در آغاز به عنوان یک سایت شخصی و خصوصی براه انداختم تا عکس ها، خاطرات، و نظرات خود را در آن بنویسم. ..... ولی بیش از آنچه که من در نظر داشتم اوج گرفت و هر ماه به طور متوسط دو هزار و اندی از آمریکا و در وحله بعدی از ایران، و  کشورهای مختلف اروپا، وحتی به صورت نا منتظره از روسیه و خاور دور و آمریکای جنوبی نیز بازدید کننده داشت. خطاب به تمامی این دوستان نادیده خود نیز تکرار میکنم که .. بر من منت نهادید ...و از همه شما عزیزان سپاسگزارم که این سالها را برای من آراستید و زیبا ساختید

با مهر و دوستی برای همگی شما
علی رضایی



در پایان،  عنوان این صفحه '  پرده آخر ' را من از یک آهنگ بسیار معروف خواننده آمریکایی  فرانک سیناترا  به عاریت گرفته ام. اگر مایلید میتوانید تمامی آن آهنگ را با صدای جاودانی  آن مرحوم درزیر گوش کنید.

پرده آخر

My Way

در اینجا چند خط نهایی این آهنگ جاویدان را من نیز تکرار میکنم

 

راه من
عاشق شدم خندیدم گریستم
در شکست هایم سهم داشته ام
و اینک که اشک هایم خشک شده اند
تمامی آنها برایم خنده دار شده اند
و گمان میکنم من تمام کارها را انجام داده ام
و بدون هیچ شرمی میگویم
آه نه من نه
من همه کارها را به روش خودم انجام داده ام
یک مرد به چه کار می آید؟ چه چیزی به دست میاورد
اگر خودش نباشد پس فردی پوچ و بی ارزش است
هر چه را که احساس میکند صادقانه به زبان آورد
و نه کلمات فردی که در برابر مشکلات به زانو در آمده را بگوید
پیشینه ام نشان میدهد در برابر سختی ها اسیب ندیده ام
و راه خودم را پیش گرفته ام
آری آن راه و روش من بود

My way

I've loved, I've laughed and cried
I've had my fill, my share of losing
And now, as tears subside
I find it all so amusing
To think, I did all that, and--may I say
Not in a shy way
"Oh no, oh no not me
I did it my way"
For what is a man? what has he got
If not himself, then he has naught
To say the things he truly feels
And not the words of one who kneels
The record shows, I took the blows
And did it my way
Yes, it was my way


بهار سال ۲۰۱۷ - آخرین بهار  من

به پایان  آمد  این دفتر  حکایت  همچنان  باقی است   

به  صد  دفتر  نشاید  گفت  وصف  الحال  مشتاقی

مدت  هاست که عکسبرداریهای کامپیوتری به من گفته اند که راه من در این دنیا دیگر  مسدود  است و شاید حتی به یک سال هم  نکشد..  خوشبختانه در این موقعیت کنونی هنوز هیچ رنج و ناراحتی ندارم، ولی برخی  علایم جانبی  به من میگویند که باید خود را آماده مواجه با سرنوشت نهایی خویش بسازم.  تصمیم من مانند همواره دوران زندگی ام بسیار ساده و روشن  و بی خدشه است،    وقتی آنروز  بیاید من در گوشه ای نخواهم  زیست که آهسته آهسته بسودم و فرو ریزم، .. نه من رنج  نخواهم کشید    .....  من  همیشه ابتکار زندگی خویش را بدست  داشته ام و اینبار نیز از این قاعده مستثنی نیست.  من برنامه ریخته ام که در آن هنگام که دیگر روشنایی  در افق زندگانی خود نیابم به یکی از کشور های اروپایی سفر کنم که سفری بی بازگشت و بی پایان خواهد بود

 دوستان مهربان و همزبان   من،   .....اکنون که شما  این  مکنونات  قلبی  مرا میخوانید،  من دیگر  نیستم ... و  

 به شما   بدرود  میگویم

: :

: :

:

:

:

:
اطلاعیه خانواده رضایی
:


:

:

: :

:

: :

:

:  آخرین گفتار من با خانواده ام



:

:

:

 پایان