صفحه اول

 

 

مهر میهن

 مصطفی سرخوش   

به يزدان که گر ما خرد داشتيم …کجا اين سر انجام بد داشتيم ؟؟

 
در صورت لزوم دکمه ها را فشار دهید 
 

نبودند جز مردمی  پاک  دین
وز آن کشور آزاد و آباد بود
گنه بود آزار کس  پیششان
همه دل پرازمهراین آب وخاک
ز پشت  فریدون  نیکو  نهاد
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
که شد مهر میهن فراموش ما
کز آن سوخت جان و دل دوستان
خرد را فکندیم این سان زکار
کجا  رفت  آییـن  دیـرین  ما؟
همه جای  مردان   آزاد  بـود
کشاورز خود خانه و مرزداشت
گرامی بد  آنکس که  بودی  دلیر
نه بیگانه جایی دراین خانه داشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
که نان آورش  مرد  بیگانه  شد
کشــاورز  بایـد  گـدایـی  کــند
کجا این سر انجام  بد  داشتیم

به از زندگی کردن و زیستن
دو صد بارمردن به از زندگی است
برون سر از این بار ننگ  آوريم

در این خاک زرخیز ایران زمین
همه  دینشان  مردی و داد  بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
همه  بنده  ناب  یزدان  پاک
پدر در پدر  آریایی  نژاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که انداخت آتش در این بوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
نبود این چنین کشور و دین ما
به یزدان که این کشور آباد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
گرانمایه  بود  آنکه  بودی  دبیر
نه دشمن دراین بوم وبرلانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
از آنروز این خانه  ویرانه  شد
چو ناکس  به  ده  کدخدایی  کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
اگر مایه زندگی  بندگی  است
بیا تا بکوشیم و جنگ  آوریم