شعر از سیمین بهبهانی     آهنگساز: محمد میرنقیبی

 ایرج بسطامی       سکوت گویا

 

گمان برم که خاطر تو رضای عاشقان پسندد
دل تو هر چه خاطر من طلب کند همان پسندد

 

سکوت اگر نشانه رضا بود چگونه باور نکنم سکوت گویای تو را

نگاه اگر پیام آشنا بود چرا تمنا نکنم نگاه گیرای تو را


به دلم نقش وفا خطوط مژگان تو زد
به شبم رنگ سحر غروب چشمان تو زد


به چشم مستی بخشت ز عشق اثر می بینم

ز جلوه فروردین شکفته تر می بینم
سکوت گویای تو را
نگاه گیرای تو را

سکوت اگر نشانه رضا بود چگونه باور نکنم سکوت گویای تو را
نگاه اگر پیام آشنا بود چرا تمنا نکنم نگاه گیرای تو را
به دلم نقش وفا خطوط مژگان تو زد
به شبم رنگ سحر غروب چشمان تو زد
به چشم مستی بخشت ز عشق اثر می بینم

ز جلوه فروردین شکفته تر می بینم
سکوت گویای تو را
نگاه گیرای تو را

چشمانت بود آئینه ای روشن چون دل اهل صفا
تصویری ز سیمای سحر می خندد در این آئینه ها

نگه من بسوی نگهت چو کبوتر برد نامه دل
به هوایت زند پر که مگر شوی آگه ز هنگامه دل